خرید بک لینک
سیزده بدر و جشن پوریم جشن «پوریم» یکی از سنتهای قدیمی قوم یهود است که توسط آنها جسن گرفته می شود. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار میشود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون دهها هزار نفر از مردم تحت سلطه هخامنشیان است که با همکاری یهود و خشاریاشاه هخامنشی انجام شد. یهودی ها که برای از بین بردن تمدنهای غیر یهودی اقوام متمدن هخامنشیان را بعنوان مزدور استخدام کرده و به قدرت رسانده بودند با بهانه های واهی و نقشه های برنامه ریزی شده به همراه سربازان هخامنش به قتل عام مردم عادی تحت حکومت هخامنشیان پرداختند. این موضوع در کتاب عهد عتیق یهون با آب و تاب بیان شده و از خشاریاشاه و فرزندان کوروش بابت آن قدردانی شده است و بر اساس آن جشنی به نام جشن پوریم برگزار می شود. موضوع این بود که خشاریاشاه پادشاه بیغیرت و مزدور بنابر نقشه های یهود از همسرش که دختر وزیرش و از بومیان متمدن کشور بودند خواست که عریان شده و در پیش عموم ظاهر گردد. دستوری که می دانست با توجه به فرهنگ و تمدن مردمان این سرزمین برای یک زن بسیار سخت بود مخصوصا که آن فرد دختر یکی از روسای ملت تحت ستم باشد. ملت متمدنی که توسط مزدوران هخامنش تحت سلطه انها در آمده بودند. ( ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه عن قرون الخالیه هخامنشیان را قومی از یهود می داند.) و همانطور که یهود پیش بینی کرده بودند این دختر مرگ را بر اینکار ترجیح داد و از امر پادشاه خونخواری چون خشاریاشاه هخامنشی استنکاف ورزید. مطابق برنامه شاه سپس به استر دختر مردخای یهودی همان دستور را داد استر بی درنگ در حضور عموم عریان شده و امر شاه را بجای آورد . شاه همین را بهانه قرار داده و به لشگریان خود دستور داد همراه با یهودیان به قتل عام بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 20:55

فلسفه 13 بدر و مدح و ستایش اسکندر در ادبیات ایرانحدود 500 سال پیش از میلاد خشاریا پادشاه هخامنشی دستور قتل عام مردم بومی ایران را صادر کرد. سربازان هخامنش وحشیانه به خانه و کاشانه مردم هجوم برده و زن و مرد و کوچک و بزرگ را بیرحمانه کشتار کردند. بنابر مستندات تاریخی در همان روز اول 70 هزار نفر از مردم توسط سربازان خشاریا شاه کشته شدند. البته این کشتار مدتها ادامه داشت و مردم برای در امان ماندن از دست هخامنشیان به کوه صحرا گریختند و برخی در غارها و زیر زمین ها و مطبخ ها پنهان شدند. اجساد باستانی افرادی که  به صورت چمباتمه همراه با کاسه های سفالی خالی در قسمت های مختلف کشور یافت می شود بنابر نظر برخی کارشناسان ، در واقع پنهان شدگان این فاجعه هستند که در اثر گرسنگی در محلی که پنهان شده بودند جان سپرده اند. با توجه به اینکه تقریبا تمامی مردمان ملل بومی ساکن این کشور، در آن دوره به نحسی و شومی و نیروهایی شر و خیر اعتقاد داشتند روز 13 هر سال را که بنابر تقویم سومری 13 روز بعد از بیرون آمدن «دوموز» خدای شبانان و گرما از جهان زیر زمین و عید سومری محسوب می شد را روز نحس و شوم دانسته و هر ساله آن روز از خانه های خود خارج شده و به کوه بیابان پناه می بردند.هر چند عده ای از باستانگرایان معلوم الحال همصدا با داستانسرایی های یهود، تلاش می کنند علت اصلی حادثه را لاپوشانی کرده و این واقعه را فقط به شخص خشاریا و همسر او نسبت دهند اما چیزی که مشخص است هیچگاه پادشاه یک ملت دستور قتل عام با این وسعت از مردم  همخون کشور خود را صادر نمی کند پادشاهان زیادی بوده اند که شهرهای متمدن و بزرگ ملل دشمن را همراه با مردم آن به آتش کشیده و دستور قتل عام آنها را صادر کرده اند اما تاریخ هیچگاه سراغ نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:33

از جهان مردگان آزاد کند اما جوابی نشنید سپس پیش «ننه» خدای ماه رفت اما او هم درخواست او را اجابت نکرد نین شوبور سپس پیش «انکی» خدای حکمت و دانایی رفت و انکی در خواست وزیر را اجابت کرد او دو موجود استثنایی خلق کرده و به جهان مرگان می فرستد آندو آب حیات را بر روی ایننه می پاشند و او زنده می شود. اما قانون این بود که کسی که از هفت دروازه مردگان عبور کرده باشد اجازه ندارد به جهان زندگان برگردد مگر اینکه یک نفر را به جانشینی خود برای جهان مردگان معرفی کند. بنابراین خدایان جهان زیرین چند تن از شیاطین را همراه «ایننه» می فرستند تا جانشینی برای خود بفرستند و «ایننه» بهمراه شیاطین وارد هر شهری که می شود خدایان آن شهر به خاک می افتند و احترام می کنند اما وقتی به شهر «کولب» شهر «دوموزی» شوهر ایننه می رسند «دوموز» جامه قرمز پوشیده و شادی می کند ایننه از این حرکت شوهر خود خشمناک شده و او را به دست شیاطین دوزخ می سپارد. دوموزی آنقدر گریست که چهره اش سیاه شد.  با رفتن دوموز که خدای گرما و چوپانان و گیاهان بود دنیا سرد میشود گیاهان خشک می شوند و گوسفندان و حیوانات چیزی برای خوردن پیدا نمی کنند. در ادامه داستان این بار خواهر «دوموزی» که الهه تعبیر خواب است به مجلس خدایان رفته و با التماس از آنها می خواهد که او را به جای برادرش به جهان مردگان ببرند مجلس خدایان در خواست او را به این شکل تعدیل می کنند که هر سال او شش ماه بجای برادرش در جهان مردگان زندانی شود. بدین صورت در روزی که اندازه شب و روز برابر می شود دوموز از جهان مردگان بیرون می آید او لباسی سرخ برتن دارد و چهره اش سیاه است اما به سبب آزادی او همگان شادی می کنند درختان شکوفه می دهند و گیاهان رویش خود را آغاز می کنند. این داستان ششادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:33

«فارابی ترک بوده و ابداً ربطی به نژاد ایرانی ندارد. واضح است که من نمیخواهم از مفاخر آبا و اجدادی خودمان بکاهم و یک ایرانی را ترک، بقلم بدهم؛ ولی نمیخواهم کسانی را که ایرانی نبودهاند ایرانی قلمداد کرده جزء مفاخر دروغی ایران بشمارم. بر فرض که اینکار را کردم ،مردم که کور و کر نیستند، به که امر را مشتبه خواهم کرد؟ ترک بودن فارابی محل خلاف نیست که محتاج به اثباتی باشد.» این جملات بخشی از نوشتههای علامه محمد قزوینی در خصوص فارابی است.ابن خلکان فارابی را چنین معرفی میکند: ابونصر محمد بن طرخان بن اوزلغ الفارابی الترکی الحکیم المشهور و کان رجلاً ترکیاً و هو بزی الاتراک و کان ذالک زیه دائماً ( علاوه بر ابن خلکان، مرتضی مطهری نیز تاکید میکند که فارابی تا آخر عمر لباس ترکها را برتن میکرد و خود را به طریقه آنها میآراست). ابن خلکان در توضیح ترخان و اوزلوق، «هما من اسماء الترک» و در مورد ترخان «هی قاعده من قواعد مُدُن التُرک» نوشته است.برهان قاطع این قاعده ترکها را چنین شرح میدهد که طرخان لقب معتمدترین فرد جامعه ترکها بود که پادشاهان قلم تکلیف از او بردارند و هر تقصیر و گناهی که کند، مؤاخذه نکنند. فرهنگ سنگلاخ مینویسد که ترخان از جمیع تکالیف دیوانی معاف باشد، آنچه را که در معارک از غنایم به دست او افتد، بر وی مقرر دارند و بدون رخصت به بارگاه پادشاه درآید و تا نُه گناه از او صادر نشود، پرسش ننمایند. میرزا مهدیخان استرآبادی و محمدحسین بن خلف، ترخان یا تارخان را نام طایفهای از ترکهای جغتایی ولایت ماورالنهر و خراسان گفتهاند. این لغت از اسامی متواتر در میان ترکها بوده و تا امروز بصورت ترهان و تارکان مرسوم میباشد. اوز نیز در زبان ترکی به معنی استادکار و ماهر و اوزلوق معادل هنر و صنعت اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 12:33

زبان فارسی، زبان اهل جهنم و زبان عربی, زبان اهل بهشت است ١) در كتب حديث بزرگان مذهب تشيع: اميرالمؤمنين اخبرنا عن قول الله تعالى: ساله عن كلام اهل الجنه، فقال “كلام اهل الجنه بالعربیه و سالهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1398 ساعت: 2:22

مرز ايران شهر های شهنامه در نقشه امروز جهان ايران كجا بوده؟ نویسنده : رضا محمدی برگرفته شده : از تارنمای بی . بی . سی ( بخش ویژه قند پارسی ) . فردوسی در جایی از شاهنامه، شهرها و نواحی ایران را معرفی کرده است. در نامۀ «پیران» به «گودرز» می خوانیم که سردار تورانی از شهرهای ذیل به عنون شهرهای عمدۀ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

محمد مرادي: در مقدمه نوشته خودم با احترام و ادب باید بگویم که در نوشته من نه تعصب قومی و قبیله ای وجود دارد و نه اینکه غم دیگری دارم به عقيده من اگر به اشتباهاتی که در نوشته های تاریخی و جناب آقای توحدی و همفكران محترمشان با قاطعيت جواب داده نشود همچنان به نگاشته های اشتباه تاریخی خود ادامه خواهند دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

سند ايران ناميده شدن اين سرزمين :

در دوران رضا شاه شوونيست ها اسم اين منطقه را كه از ممالك محروسه نام داشت ايران ناميدند چرا؟

هر وقت كلمه پرس گفته و نوشته مي شود فورا خارجيها ضعف وجهل و بدبختي و تزلزل استقلال و هرج و مرج و بي استعدادي مله سابق ايران را بخاطر مي آورند...

+ یازان در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۸ و ساعت 12:36 |

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

طرز نگارش فتحه: در تركي فتحه( Ə ) پنج صورت دارد: اَ ، ــَـ ، اه ، ه ، ـةu200du200d. فتحه در ابتداي كلمه به صورت ( اَ ) نوشته مي شود. مگراینکه بعد از فتحه ( و يا ي) باشد كه فتحه به ( اه ) تبديل مي شود. مثل: ال= دست، ار = شوهر، اه يه = صاحب، اه يري =كج، ده وه لي = شتردار. اگر قبل از ( و يا ي ) فتحه وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

کجا از وى خور آید سوى ایران الب اینجاست که همزمان با سلسلهٔ غزنویان که بر خراسان بزرگ سلطنت میکردند، به گفتهٔ دکتر افشار دیلمیان بر ایران کنونیسلطنت داشتند. اما هرگز هیچیک از آنها بهعنوان «شاه ایران» شناخته نشدهاند. او مینویسد: دیلمیان یا دیالمه (آل بویه) هم سلطنتی عظیم در مغرب ایران تشکیل دادنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

دیو کیست؟ متأسفانه مورخان ایرانی با قلب ماهیت اقوام بومی ایران، نه تنها به معرفی فرهنگ و تمدن والای آنها تمایلی نشان ندادهاند، بلکه تاریخ درخشان این اقوام را با افسانهها و خرافات آمیختهاند. در افسانههای ایرانی که حتی در شاهنامه فردوسی نیز تکرار شده، تصویری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

ی ادامه داد: مهمترین دلیل وی برای آریایی دانستن آلمانیها این بود که کلمۀ Ehre به معنای شرافت در زبان آلمانی شبیه واژۀ Ari و Arie است. اگر شلهگل به خود زحمت میداد یا اگر در پی اثبات اهداف ناسیونالیستی خود نبود میتوانست در بسیاری از زبانهای دیگر و در سرزمینهای دیگر نیز برای کلمۀ َAri موارد مشابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

سپه را ز زابل به ايران كشيدبه نزديك شهر دليران كشيد .................. چو از شهر زابل به ايران شومبه نزديك شاه دليران شوم .................................... ز زابل به ايران ز ايران به توربراي تو پيمود اين راه دور ..................................................... همه سوي دستان نهادند رويز زابلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار خوشنام تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی